• سه شنبه،03 اسفند 1395
  • ورود
اوقات شرعی
1°C آفتابی
       
      •  
        منبع خبر :
        تعداد بازدید: 69
        کد: 115425
        تاریخ انتشار:
        ۱۳۹۵/۱۰/۰۴

        شهرسازی ما برگرفته از ماتریالیسم تاریخی است

        پارک‌ها برای لغو و بیهوده‌گذراندن ساخته شدند و می‌بینیم مسبب بسیاری از مشکلات در شهرها شده‌اند.
        شهرسازی ما برگرفته از ماتریالیسم تاریخی است

        محسن رفیعیان عضو هیات علمی دانشگاه یزد

         

        لذت و زندگی شبانه؛ برون‌داد نظریات شهرسازی غربی

        دانش شهرسازی در انقلاب١٩١٧ روسیه و با غلبه اندیشه‌های ماتریالیستی شکل گرفت. در واقع با شکل‌گیری یک نوع برنامه‌ریزی متمرکز اقتصادی که تقسیم ثروت بین طبقات و برابری را مدنظر داشت و به ابعاد بهداشتی، ارتقای توان اقتصادی و انجام کارهای هنری و زیباسازی در مقیاس شهری توجه می‌کرد. بعد از آن تفکرات، طرح جامعی آمد و بعد ماتریالیست‌ها آن را در خدمت اندیشه‌های لیبرال خود درآوردند. در دهه١٩۶٠ نقطه عطفی در برنامه‌ریزی رقم خورد و جامع‌نگری جایگزین شد. در دوره‌های بعد اقتصاد بازار آزاد و توانمندترکردن منابع مطرح شد و لیبرال‌ها نقش دولت را در نظر گرفتند. بعد در اواخر قرن بیستم جنبش‌هایی تحت عنوان اندیشه‌های جنبش‌های پایدار و نئوشهرگرایی‌ شکل گرفت که رشد هوشمند شهری، توسعه حمل ونقل و... را مدنظر داشت. 

         

        رسیدن به اوج لذت و رفاه؛ هدف شهرسازی غربی

        بسیاری از نظریات دیگر که در شهرسازی مطرح شد، هر کدام با جبران کاستی‌های قبلی سعی کردند مسیر شهرسازی را به جایی ببرند که بتواند بیشترین رفاه و لذت را مطابق اندیشه ماتریالیست‌ها رقم بزنند و بهشت زمینی را بسازند. وقتی به بسیاری از کشورهای غربی سفر می‌کنید، می‌بینید تا حدودی هم موفق شده‌اند که بهشت زمینی که اوج لذت و رفاه دارد را بسازند.

        تمام این‌ها به نظر من یک ریشه مشترک دارد. در تفکرات لیبرال اقتصاد بازار آزاد و نئولیبرال اقتصاد بازار آزاد، محور مشترک پویایی اقتصادی مادی است. این ادامه اندیشه‌های ماتریالیستی و به قولی عصاره آن چیزی است که ما به عنوان نیروهای افقی از آن یاد می‌کنیم. حتی توسعه پایدار هم که از عدالت بین‌نسلی صحبت می‌کند از توزیع منابع صحبت می‌کند و یک گفتمان بر مبنای منابع و تفکرات اقتصادی است. چه در اندیشه‌های چپ و چه در اندیشه‌های راست، این محور مشترک است.

        ریچارد فلوریدا که یکی از متفکران برنامه‌ریزی منطقه‌ای و بین‌المللی است و روی رشد شهر خلاق و اینکه چطور یک شهر جهانی خلاق ایجاد می‌شود، کار می‌کند، در آخرین مقالات خود درباره کیفیت مکان مطالعه کرده و اینکه چطور و با چه فاکتورهایی می‌توانیم کیفیت مکان را افزایش دهیم، چنانکه یک مرکز بزرگ تجاری‌تفریحی بتواند در یک شهر ساکن شود و نقش‌آفرینی کند. یعنی همه چیز حتی در مکان‌های عمومی با تفکرات اقتصادی تعریف می‌شود.

         

        شهرسازی برای حیوان ناطق

        وقتی دانش برنامه‌ریزی و شهرسازی که از دهه١٩۶٠ طراحی شهری هم در کنار آن به وجود آمد را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم پارادایم غالب، الگوهای فکری ماتریالیستی و مادی‌گرایی است. این همانجایی است که ما با آن زاویه پیدا می‌کنیم. اندیشه ما که انسان را به‌معنای واقعی خدامحور در نظر داشته، نمی‌تواند قبول کند که همه چیز بر محور و اولویت مباحث مادی و اقتصادی و لذت، آن هم از نوعی که آن‌ها می‌گویند، باشد. اسلام لذت و رفاه را مطلوب می‌داند ولی در اولویت‌هایی بعد از اولویت عبادت. اگر تمامی نظریات محقق شود و همان بهشت زمینی را بسازند، درنهایت تصور این‌ها از انسان چیست؟

        چیزی که خودشان می‌گویند، این است که انسان حیوان ناطق است. یعنی درنهایت اوضاع همان حیوان ناطق درست شود، خوب است. ولی هیچ موقع تعابیری مثل تعابیر قرآنی ما را مدنظر ندارند و قبول ندارند که نگاه توحیدی به این شکل وجود داشته باشد. این نگاه که انسان فطرت خداخواهی دارد، هیچ موقع در نگاه غربی که انسان را حیوان ناطق می‌داند، محلی از اعراب ندارد. حضرتعلی(ع) می‌گفت من قرآن ناطقم. یا مثلا در سوره علق تقدم قرآن بر انسان مطرح شده. در اندیشه آن‌ها انسان همان حیوان ناطق است و بر همین اساس نظریات دانش شهری را پیش برده‌اند. برون‌داد این نظریات شده زندگی شبانه، ساختمان‌های بلندمرتبه و سود اقتصادی بیشتر. ما هم همین‌ها را گرفته‌ایم و داریم اجرا می‌کنیم.

         

        شهرسازی ما برگرفته از ماتریالیسم تاریخی است

        توسعه پارک‌ها در پاسخ به نیازهای فراغتی در پارادایم انسان حیوان ناطق‌بودن شکل گرفت. در کشور ما در یک‌دوره‌ای پارک‌ها خیلی توسعه پیدا کردند. الگوی ناقصی را گرفتیم و پارک‌ها را براساس آن وارد شهرها کردیم. پارک‌ها برای لغو و بیهوده‌گذراندن ساخته شدند و می‌بینیم مسبب بسیاری از مشکلات در شهرها شده‌اند.

        پدر و مادرها الان اجازه نمی‌دهند فرزندشان به هر پارکی و در هر ساعتی برود. چون می‌دانند بستر بدی در آن پارک‌ها وجود دارد.

        بحثم فقط پارک نیست بلکه نیازهای فراغت و تفریحی را مدنظر دارم. پاساژگردی، دور دور با ماشین در خیابان‌ها و بیهوده‌گذرانی به‌معنای فراغت از کجا در شهرسازی ما آمده؟ چطور ما بسترهای بیهوده‌گذرانی را با مال‌ها و پاساژها و پارک‌ها فراهم کردیم؟

         

        پارک‌ یا بستر لغو و بیهوده‌گذرانی

        پارک از نهضت پارک‌سازی لندن و زمانی به‌وجود آمد که در لندن محوطه‌های بازی ساختند برای اینکه بزه را از سطح شهر خارج کنند و به نقاط دور از شهر ببرند. بسیاری از پارک‌های لندن همین الان هم جلوه‌های خوشایندی ندارند، چون کارهای مختلفی در آن‌ها می‌شود. ما در شهرسازی اسلامی باغ داشتیم.

        پارک‌ها امروزه تبدیل به معضل شهرها شده‌اند و خدا را شکر در این چند دهه اخیر از آن‌ها برگشت کرده‌ایم و به سمت ساخت فرهنگ‌سراها و مکان‌های ورزشی رفته‌ایم.

        اگر ما برخلاف چیزی که فطرتمان هست، رفتار کنیم دچار مشکل می‌شویم. یعنی اگر شما بستر لغو و بیهوده‌گذرانی را در شهر فراهم کردید، ضربه می‌بینید چون این مال فطرت شما نیست و با کلان هدف خلقت شما منافات دارد.

        خداوند در سوره مومنون، مومنان را کسانی معرفی می‌کند که از لغو به نور رفتند و بیهوده‌گذرانی نمی‌کنند.

        همچنین تعبیر قرآنی داریم که هر وقت فراغت پیداکردی به کار مهم‌تری بپرداز. دنیای مدرن جوری انسان‌ها را بار آورده که اگر کسی پول دربیاورد، یعنی کار می‌کند و اگر پول درنیاورد (مثلا کسی که دنبال حل مشکلات مردم باشد) چون پول درنمی‌آورد، یعنی علاف است. معتقد است برای اینکه انسان مفید باشد باید پول دربیاورد.

        این تفکر ماتریالیسم تاریخی، پارادایم غالب است و دارد به اقدامات شهرسازی ما شکل می‌دهد. پارادایم یعنی الگویی کلان که همه مناسبات اجتماعی و فرهنگی بر مبنای آن تعریف می‌شوند.

        این پارادایم در شهرسازی می‌گوید اگر کار کردی و پول درآوردی، سودبخش هستی و فایده داری. وگرنه صله‌رحم داشتن و به امور مومنان پرداختن سودبخش نیست.

         

        فراغت و تفریح در شهر اسلامی

        مفهوم فراغت و تفریح در شهر اسلامی یعنی دوری از لغو و بیهوده‌گذرانی و انبساط روح. ما در گذشته باغ‌ها را داشتیم که عمومی نبود و خصوصی بود. باغ‌ها یا در دست شاهان و خان‌ها بودند یا مردم عادی متمول‌تر هم باغ داشتند. باغ‌هایی در اصفهان و کاشان بوده که دو روز در هفته باز می‌شده که مردم بتوانند از حمام آن استفاده کنند یا در «سیزده به در» باز می‌شد. یا اگر عمومی بوده، باغ آرامگاه بوده که مردم پنجشنبه جمعه‌ها به آنجا می‌رفتند. هم ارتباط با عالم بالا در آن برقرار می‌کردند و هم در کنار خانواده زمینه انبساط روحی آن‌ها فراهم می‌شد.

        می‌خواهم به چیزهایی که داشتیم و کم‌رنگ شده گریز بزنم و اینکه حالا در پارادایم ماتریالیستی آن‌ها را فراموش کرده‌ایم. چنانکه برایمان عادی شده و در قالب دیگری فکر نمی‌‌کنیم.

         

        بازنگری در رویکردهای شهرسازی ضروری است

         

        به نظر می‌رسد که ما باید در رویکردهای شهرسازی فعلی بازنگری کنیم. ناکارآمدی نظری دانش شهرسازی مبتنی بر الگوی ماتریالیستی غرب واضح است. الان در غرب هم به این نتیجه رسیده‌اند که توسعه یک افسانه است، با این‌حال کل سیستم شهرسازی ما در قالب یک پارادایم از بیرون وارد شده ماتریالیست تاریخی حرکت می‌کند. الان ما در عرصه شهرسازی مدام به تناقضات می‌خوریم و نمی‌دانیم از کجا داریم به مشکل می‌خوریم. باید دانش شهرسازیمان را عوض کنیم. تخریب بافت قدیمی اطراف مکان‌های مذهبی کشور با انگیزه‌های تجاری و کسب سود بیشتر صورت می‌گیرد. پروژه بین‌الحرمین شیراز می‌خواهد دو حرم را به هم وصل کند، برای این‌کار دارد بافت را تخریب می‌کند و پاساژ می‌زند. این برون‌داد نظریه‌های پیشرفته‌ای است که از بیرون می‌آید و ما در آن حرکت می‌کنیم. ما تناقضات بسیاری در شهرها داریم. ظرف‌هایی خلق می‌کنیم که با مظروفمان نمی‌سازد. شما اگر بخواهید در این شهر راحت نماز سر وقت بخوانید، نمی‌توانید. چون هسته مقاوم و نظریه‌های جامع آن در راستای خدمت به این ایده نیستند و در راستای انسان خداخواه شکل نگرفته‌اند، در راستای انسان حیون ناطق شکل گرفته‌اند که باید خوب بخورد و خوب کیف کند؛ کیفی که به تعبیر قرآن بالارونده نیست و توجه به عالم بالا در آن وجود ندارد.

         

        مذهب، منشا احداث شهرها

        این اثبات شده که منشا احداث سکونتگاه‌ها و شهرهای باستانی، اندیشه‌های مذهبی بوده است. ما که این‌ها را داریم چرا در پارادایم فکری غرب تمام نظام شهرسازیمان را تعریف کرده‌ایم و پیش می‌بریم؟ در گذشته سکونت کانونی داشتیم که همه دور هم بودند و صله رحم داشتند. صله رحم مصداق عبادت است. این یعنی همان انتظام محیط انسان‌ساز، به‌گونه‌ای که در فضا امکان بروز رفتار مومنانه باشد. در مقیاس معماری صله رحم را کالبدی کرده بودیم. من در کتاب «کلان نظریه شهرسازی عبادت محور» که در شهرداری تهران چاپ شده، نوشته‌ام اگر شهرسازی ما شرایطی را فراهم کند که هر کسی بتواند نزدیک پدرومادرش خانه بخرد، ۵٠درصد هزینه‌های شهری پایین می‌آید. دلیلش این است که ما هزینه را در مبدا می‌بینیم و لازم نیست پول پلیس، خانه سالمندان و مهدکودک بدهیم. این نوع سکونت را ما در گذشته داشته‌ایم.

         

        شهرسازی، مبتنی بر صله رحم

        بعضی وقت‌ها می‌گویند در آمریکا و کانادا هم می‌توانیم شهرسازی اسلامی داشته باشیم؟ اتفاقا من می‌گویم ما در کانادا و آمریکا هم شهر اسلامی داریم. چون همه این چندمیلیارد جمعیت جهان را خداوند براساس فطرت مشترک آفریده است. چه‌بسا شهرهای آن‌ها هم مصداق رفتار مومنانه باشد و آنجا راحت‌تر بتوانید بروید نماز بخوانید، دروغ نگویید و مومنانه رفتار کنید ولی در تهران نتوانید مومنانه رفتار کنید، چون پنجره خانه‌تان را که باز می‌کنید، همسایه‌تان را می‌بینید و خیلی چیزهای دیگر. ممکن است شهر آن‌ها در بلاد اسلامی‌بودن نمره ١٨ بگیرد و تهران نمره۴. یا اصفهان زمان صفوی برای مردم آن زمان ١٧ بگیرد ولی امروز نمره٩ بگیرد. شهر اسلامی همه‌جا می‌تواند باشد. کسی که با خویشاوندان خود در یک واحد زندگی می‌کند، اشتراکات فرهنگی با آن‌ها دارد، بسیاری از مشکلات مربوط به حریم‌ها، برگزاری مراسم یا پارکینگ‌ها را نخواهیم داشت. در خیلی از دادگاه‌ها که می‌رویم، می‌بینیم بیشتر آپارتمان‌نشین‌ها سر پارکینگ یا سروصدا دارند یا در دعوا هستند. شیوه زیست مبتنی بر صله رحم، نظارت اجتماعی و امنیت را در آپارتمان‌های فامیلی بیشتر خواهد کرد و سرقت از آپارتمان‌ها کم می‌شود. به این دلایل اگر ۵٠درصد در مبدا هزینه ‌کنیم، از همه این‌ها راحت می‌شویم. کار پلیس و بهزیستی راحت‌تر می‌شود.

        تعداد بازدید: 69
        ارزیابی
        امتیاز کسب شده در ارزیابی:
        ارزیابی این مورد:
        نام:
        پست الکترونیک:
        شرح نظر:
         
        1 0
        آیا این مطلب را می پسندید؟ بله خیر