اوقات شرعی
18°C آفتابی
       
      •  
        منبع خبر :
        تعداد بازدید: 226
        کد: 117049
        تاریخ انتشار:
        ۱۳۹۵/۱۰/۲۵
        دانشمند شیعه آرژانتینی

        تحقق افزایش جذابیت برنامه‌های فرهنگی با «هنر»

        دکتر سهیل اسعد آرژانتینیِ لبنانی‌تبار در سخنرانی که در جمع مدیران و کارشناسان معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری مشهد داشت، ضمن ابراز خرسندی از حضور در چنین محفلی اظهار گفت: یکی از نعمت‌های بزرگ خداوند متعال این است که در کارهای فرهنگی مشغول باشیم.
        تحقق افزایش جذابیت برنامه‌های فرهنگی با «هنر»

        دکتر سهیل اسعد آرژانتینیِ لبنانی‌تبار در سخنرانی که در جمع مدیران و کارشناسان معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری مشهد داشت،  ضمن ابراز خرسندی از حضور در چنین محفلی اظهار گفت: یکی از نعمت‌های بزرگ خداوند متعال این است که در کارهای فرهنگی مشغول  باشیم.

        وی افزود: فرهنگ در واقع روح زندگی انسان است؛ کسانی که فرهنگی هستند، برای تحول بشریت کار می‌کنند و شاید اهمیت و جایگاه مقام والای پیامبری که بزرگ‌ترین مقام انسانی است، نیز به همین دلیل است که با فرهنگ بشریت در ارتباط است.

        وی ادامه داد: فرهنگ مثل «روح دنیا» می‌ماند؛ اگر فرهنگ خوب باشد، زندگی و حیات بشر خوب می‌شود. اگر فرهنگ ناجور شود، حیات بشر هم متاثر می‌گردد.

        فرهنگ، یک تخصص است

         

        وی که تاکنون بیش از 20 مرکز اسلامی را در کشورهای حوزه آمریکای لاتین تأسیس کرده است، و عمده فعالیت‌های او در سطح بین‌المللی مطرح می‌باشد از روش‌های کار فرهنگی در سطح دنیا سخن گفت و عنوان کرد: آن‌چه در خصوص فرهنگ مطلوب است این است که فرهنگیان می‌توانند تحولی را در جامعه، هم در سطح فکری، عاطفی، ارزشی و هم رفتاری ایجاد نمایند.

        مبلغ مشهور آرژانتینی، از این که می‌تواند تجربیات تبلیغی خود در فضاهای مختلف بین‌المللی در شرق و غرب و لبنان، اروپا و امریکای لاتین، در این مجمع بیان کند ابراز خشنودی نمود و گفت: یکی از مسائلی که در کشورهای غربی خیلی جدی است؛ بحث تخصص فرهنگ است. یعنی به فرهنگ و کارهای فرهنگی  به عنوان یک تخصص نگاه می‌کنند؛ چیزی که شاید کمتر در ایران اتفاق می‌افتد.

        سهیل اسعد تاکید کرد: چرا چیزی به نام «مدیریت فرهنگی» و «مهندسی فرهنگی» داریم، اما در اجرا معمولا این‌طور نیست که همه فرهنگیان تخصص داشته باشند؟  من این‌گونه موارد را بسیار دیده‌ام، افرادی که به عنوان مثال به خاطر این که صدای قشنگی داشتند در قران، مدیر فرهنگی شدند یا فرد، مسئول فرهنگی بود و دیده کسی قاری قرآن است و مدیر فلان طرح شده یا برعکس کسی که تخصص در فرهنگ داشته، چون مورد اعتماد بعضی از دوستان بوده است مسئول و مدیر سوپرمارکت شده!

        به اعتقاد او، این که بیاییم از روی تخصص کار کنیم چیزی است که در دنیا حاکمیت دارد. امروز در حد دکترای فرهنگی، مهندسی فرهنگی و مدیریت فرهنگی در دنیا مطرح است؛ پس مهم است ما بیاییم  به سمت تخصص و هم در تقسیم مسئولیت‌ها، فرهنگی‌ها برای هر بعدی مسئولیتی را که می‌پذیرند تخصص داشته باشند و هم در اجرا دارای مدیریت قوی‌تری باشند.

         

        فرهنگ باید در قالب‌های مردمی و اجتماعی گذاشته شود

         

        وی که به عنوان یکی از طلاب فعال حوزه علمیه در آرژانتین فعالیت دارد، ادامه داد: تجربه‌ای که ما در لبنان داشتیم، که شاید غنی‌ترین تجربه فرهنگی دوستان حزب الله باشد، این بود که مسائل فرهنگی از قالب‌های فرهنگی بیرون آمد؛ یعنی این که ما متاسفانه آن فهم و درک و تحلیلی و تفسیری که از فرهنگ داریم معمولا منظورمان همان قالب‌های فرهنگی است .

        مثلا محتوا،  اگر در کتاب چاپ شود می‌گوییم کار فرهنگی است. اگر درس در قالب کلاس بگذاریم، کار فرهنگی است. اگر سخنرانی در منبر باشد می‌گویند کار فرهنگی .

        به گفته‌‌ی او، این امور شایسته است و نیاز هم داریم ادامه پیدا کند؛ ولی این تمام فرهنگ نیست. آن تجربه که دوستان حزب‌الله در لبنان داشتند این بود که مسائل و محتوای فرهنگی را به جای این که فقط در قالب‌های فرهنگی بگذارند در قالب‌های اجتماعی و مردمی گذاشتند.

        دکتر سهیل اسعد  تصریح کرد: مثلا در مورد تبلیغ دینی در یکی از جلسات که سیدحسن نصرالله برای مبلغان داشتند می‌گفتند مسجد و منبر و سخنرانی یک طرف قضیه است و وعده‌های دوستانه در خانه‌ها و مغازه‌ها یک طرف.

        ارزیابی ما این بود که نصف کارها و بودجه‌ها و برنامه‌ریزی‌ها در قالب فرهنگی و نیمی در قالب مردمی و اجتماعی است. چرا؟ چون قالب‌های فرهنگی به این شکل مطرح است که مثلا می‌خواهید مرکزی یا مسجدی را راه‌اندازی کنیم ،حال چطور می توانیم مردم را جذب نماییم؟

         

        هنر،‌ ارتباط عمومی با مردم است

         

        وی تاکید کرد: روابط اجتماعی و روابط عمومی در امور فرهنگی اصل است. کاری که حزب‌‌الله برای جذب جوانان انجام دادند، قالب‌های فرهنگی نبود، مساجد و سخنرانی‌های قشنگ نبود، اصل هنرشان ارتباطات عمومی با مردم بود که متاسفانه من اینجا کمتر دیدم.

        دکتر سهیل اسعد گفت: در محیط حوزه کمتر مردم با روحانیون در ارتباط مستقیم هستند، کمتر در خانه‌ها کارهای فرهنگی انجام می‌شود. برای ایجاد تحول، این یک اصل است. متاسفانه یکی از مشکلات در ایران این است که به گزارش‌های فعالیت‌ها اکتفا می‌کنیم، خیلی مسجد ساخته شده، نمازجماعت برپا است، خیلی سخنرانی زیاد است اما برنامه‌ها، مدیریت و گزارش است. اما آیا اینها ایجاد تحول کردند در جامعه یا نه؟ این باید ارزیابی شود.

        این مبلغ شیعه آرژانتینی در ادامه سخنانش اظهار کرد: در سطح بین‌الملل  به جای این که فقط از قالب فرهنگی استفاده کنند، از قالب‌های متنوع برای نفوذ فرهنگی و تحول فرهنگی استفاده می‌کنند و این مساله‌ای جدی است.

         

        امروز قالب‌ها از محتوا مهم‌تر هستند

         

        به گفته‌ی او، خصوصیت دومی که در سطح بین‌الملل مطرح است، این است که الان قالب از محتوا مهم‌تر شده؛  یعنی اگر محتوای متعالی، متین و زیبا داشته باشید ولی در قالبی غیرجذاب، دیگر فرهنگی نیست.

        او ادامه داد: در حال حاضر چیزی که در اروپا باب شده است این است که به عنوان مثال در علوم مسائل تاریخ که ماده درسی خشکی است و معمولا جوان‌‌ها از این علم دور شده‌اند و کتاب‌های قطوری دارد،  اروپایی ها این محتوای تاریخی را در قالب رمان که  سبک کتابی معروفی است ارائه می‌کنند و با روش هنری با محتوایی پویا و زنده کتاب‌های مختلف را به عنوان پرفروش‌ترین کتاب‌های دنیا مطرح می‌کنند.

        دکتر سهیل اسعد تاکید کرد: ما باید روی جذابیت‌های قالب‌ها کار کنیم. متاسفانه ما شاکی هستیم که مساجد آن قدر پررونق نیست و جوان‌ها نمی آیند و معمولا خلوت است؛ من وقتی بررسی کردم دیدم مسجدی که امام جماعت 85 ساله‌ای دارد که  مریض و بی‌حوصله است، نمی‌تواند خوب صحبت کند و حتی لباس مناسبی ندارد. در حالی که در کشور لبنان من تحقیق کردم و در مساجد دیدم روحانیون جوان، جذاب، حتی شناخته‌شده و با چهره مردمی در مساجد حضور دارند که روابط عمومی خوب و مدیریت دارند. پس ما مشکل مسجد نداریم، بلکه  باید روی محتوا و قالب کار کنیم؛ محتوای جذاب با قالب جذاب!

        دانشمند شیعه آرژانتینی گفت: در غرب در بعضی از مسائل بسیار از ما جلوتر حرکت می‌کنند به طوری که  احساس می‌کنم گاهی فرد برای طراحی لباس مناسب دو سال کار می‌کند که  لباس این شخصیت چگونه باشد؟

        وی ادامه داد: در سطح رسانه‌ها در کشور شیلی تجربه‌ای داشتیم که برای یک برنامه تلویزیونی حدود 50 نفر همکاری می‌کردند، یکی فقط به عینک یکی لباس و یکی به سبک صحبت‌کردن با دقت عظیمی نگاه می‌کردند و طبیعتا برنامه جذابی هم تولید می‌شد. اما اینجا بعضی از کانال‌ها که با آن‌ها  کار می‌کردم، می دیدم تنها برای ساخت یک برنامه، من و فیلمبردار هستیم. پس مشخص است کیفیت و جذابیت پایین می‌آید.

         

        جنگ فیل با مورچه

         

        آن چه در سطح بین‌الملل حاکم است، این است که برنامه‌های فرهنگی باید جذابیت داشته باشد. اگر جذابیت نباشد حتی اگر محتوای خوبی باشد، به درد نمی‌خورد. جذابیت به سادگی  به دست نمی‌آید؛ بحث «هنر» یکی از مسائلی است که خیلی باید روی آن کار کنیم.

        کشور ایران هنوز در محیط فرهنگی مذهبی و هنر، آن جایگاهی که باید را ندارد. سازمان‌ها موسسات ما چندهزار کتاب ترجمه و چاپ و توزیع کردند و در دنیا با بودجه و کار زیاد پخش شده است، اما  اطلاعاتی که مردم ونزوئلا نسبت به اسلام دارند، بسیار کم است. این در حالی است که هالیوود فیلمی می‌سازد از یک ایرانی که با یک خارجی ازدواج می‌کند و طلاق می‌گیرد و فرزند را  به ایران می‌آورند و کل قصه این است که پدر مظلوم امریکایی، به  دنبال بچه‌اش به ایران  می‌آید و...  در پی آن، در امریکا از هر کسی بپرسیم اسلام چیست؟ می‌گویند: دینی است که بعد از ازدواج بچه‌ها را می‌ربایند! پس در خصوص اثر هنر و اثر رسانه شاید بشود گفت: « جنگ بین هنر و رسانه و کارفرهنگی سنتی همانند جنگ فیل با مورچه است.»

        وی ادامه داد: من در 80 دانشگاه تدریس کردم و با سخنرانی و ترجمه و راه اندازی سایت تلاش کردم  تصویر مثبتی از اسلام در جامعه ایجاد نمایم. با این حال  با یک فیلم نیم‌ساعته، کار ده‌ها روحانی را خراب می‌کنند. به نظرم ما باید بیشتر از ابزار هنر استفاده کنیم و روی جذابیت‌های هنری کار کنیم.

         

        هنر باید جزو فرهنگ ما باشد

         

        دکتر سهیل اسعد در بخش دیگر سخنانش مساله سومی که در سطح بین‌الملل مطرح می‌شود را منظم بودن مسائل فرهنگی دانست و گفت: امروزه فرهنگ، فرایند و پروسه منطقی است؛ یک شروع و یک پایان دارد. این‌گونه نیست که فعالیت‌ها را کیلویی انجام دهیم و تنها  سخنرانی و درس و کتاب باشد. باید نظمی به فعالیت‌های پراکنده بدهیم. همانند حالت اموزشی مدرسه‌ای که در غرب از نظام‌های منطقی برای القای مطالب استفاده کرده‌اند .

        وی تاکید کرد: «منظم بودن هنر» در تمام فضاها مطرح است؛ به عنوان مثال کلیسای پروتستان برای جذب بچه‌ها روحانیان را تربیت کرده که در قالب تئاتر و عروسک‌گردانی چندین ساعت می‌توانند برای بچه‌ها برنامه تولید کنند و این‌گونه تمام آن محتوای اخلاقی و ارزشی را که مدنظرشان است، به آنان  تزریق می‌کنند. ما هم باید باید وارد این بحث شویم و هنر باید جزء فرهنگ ما باشد.

         

         شاهکار، ارتباط مستقیم با مردم است

         

        دانشمند شیعه آرژانتینی ضمن بیان این که بحث ارتباط بین فرهنگ و زندگی مهم است، خاطرنشان کرد: گاهی در محتوای فرهنگی مذهبی ما خیلی از زندگی انسان‌ها فاصله گرفته‌ایم؛ انگار نیازهای مخاطبین، نیازهای حیاتی است. این‌طور می‌پنداریم که مخاطبین ما  دنبال چیزهایی هستند که با واقعیت فاصله زیادی دارد. به عنوان مثال در سخنرانی‌ها در رابطه با جبرئیل و حورالعین و مقامات عرفانی امیرالمومنین  و برزخ صحبت می‌کنند و مردم نمی‌فهمند این مسائل با زندگی روزمره و کار و بچه و همسر و مدرسه من چه ربطی دارد؟!

         به نظر من باید این مسائل را  با محتویات فرهنگی و سبک زندگی انسان‌ها نزدیک کرد؛ یعنی مردم در فضایی زندگی می‌کنند که از فضای فرهنگ دور است. باید ترجمه مفهومی بین مسائلی که ما با آن درکتاب‌ها و حوزه‌ها سروکار داریم و آن چه باید برای مردم کالای روزمره باشد شکل بگیرد.

        وی تصریح نمود: باید از ادبیاتی استفاده کنیم که جوان‌ها و مردم با آن سروکار داشته باشند. از بیان چیزهای عجیب و غریب دوری کنیم. متاسفانه یکی از معیارهای علمیت یک انسان این است که شخصی دوساعت به حرف‌های او گوش داده، چیزی  نفهمد و صحبت‌های عجیب و غریب گفتن را دال بر عالم بودن او بگذارد. این ترجمه مردمی و بیان مفاهیم عالی انسان را با بیان مردمی بیان کردن «هنر» مهمی است.

        در بخش دیگر سخنانش روحانیان کشور لبنان را جذاب‌ترین طبقه برای جوانان دانست و در مقایسه با ایران گفت: در بین جوانان نوعی تنفر از رجال را می‌بینیم چرا که آنها سدهای ارتباطی عظیمی درست کرده‌اند. به عنوان مثال یک قهوه‌خانه در بیروت است به نام «زمان» که آنجا چای قلیان و قهوه می‌فروشند و عموما سیگار و قلیان بین جوانان رایج است، آنجا تمام جوان‌های حزب‌اللهی و غیر حزب‌الهی جمع می‌شوند. روزی روحانی چهره‌ای در قهوه‌خانه آمد و ابتدا همه تعجب کردند چون فلسفه وجودش مفهوم نبود و دیدیم در وسط شب نوری متوجه روحانی شد و او شروع به صحبت کرد و این عمل او تاثیر بیشتری داشت و این اکنون رسم شده است. الان روحانیون با مردم سرکار دارند، چرا که نمی‌شود همیشه در منبر و تلویزیون ارتباط برقرار کرد.

        دکتر سهیل اسعد در بخش پایانی سخنانش گفت: آن‌چه در غرب امروز شاهکار است، ارتباط مستقیم با مردم است. برای نفوذ فرهنگی یا انقلاب فرهنگی این ارتباط مستقیم در متن جامعه با خود مردم اهمیت دارد. در ایران برعکس است؛ هر برنامه‌ریزی که می‌کنند می‌گویند اول نخبگان! در حالی که عموم مردم که نخبه نیستند. پس  شما مسوولیتی دارید! این مسوولیت تنها مخصوص یک طبقه فرهنگی نیست. یک مدتی بود نخبگان در جامعه موثر بودند، آن موقع می‌گفتیم شما روی نخبه موثر باشی بعد نخبه روی جامعه تاثیر خواهد گذاشت. این درست است. اما آن زمان گذشت!؛  الان به خاطر فاصله‌ها ارتباطی بین نخبگان و مردم معمولی نیست.

        دانشمند شیعه آرژانتینی تاکید کرد: برای بحث مدیریت در کنار هنر و جذابیت و رسانه باید روی مدیریت نیروهای بشری ،مدیریت محتوا، مراکز و سازمان‌ها و همچنین مدیریت مخاطبین کار کنیم.

         

        تعداد بازدید: 226
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد:
        0 0
        آیا این مطلب را می پسندید؟ بله خیر