• دوشنبه،08 خرداد 1396
  • ورود
اوقات شرعی
30°C اکثرا آفتابی
       
      •  
        منبع خبر :
        تعداد بازدید: 52
        کد: 118790
        تاریخ انتشار:
        ۱۳۹۵/۱۱/۱۴
        صبح امروز، نمایشگاه مشهد دوست داشتنی با حضور مسولان شهری افتتاح شد

        باز سازی هویت انقلابی مشهد دیروز، به دست جوانان انقلابی امروز

        مدت هاست جنب و جوش ها برای رسیدن به این روز آغاز شده بود، حداقل زمانش مربوط به سه ماه پیش است و این روزهای آخر به اوج خود رسید .
        صبح امروز، نمایشگاه مشهد دوست داشتنی با حضور مسولان شهری افتتاح شد

        برف سنگین شب گذشته شاید اگر در هر شرایط دیگری می بارید مانع از اجرای مراسم می شد اما همت بالای دست اندرکاران این نمایشگاه نشان داد نه برف سنگین می تواند مانع پیشرفت کار شود و نه سرمای شدید هوا. دل های بچه ها انقدر گرم  بود که هیچ سرمایی به آن نفوذ نکرد و آنچه این نمایشگاه را به این مرحله رسانده همین پشتکار عوامل و فضای صمیمی بین آنهاست .
        وارد محوطه ابتدایی محل نمایشگاه که شدم عده ای به شدت مشغول پاروی برف ها بودند و یکی از آنها کامیونی را برای انتقال  برف های پارو شده به بیرون هدایت می کرد .
        در گوشه ای دیگر از نمایشگاه عکاسان و خبرنگاران حضور داشتند و هریک به دنبال سوژه ای بودند برای پرداختن به آن و شاید این تلاش همگانی و پشتکار خود بهترین سوژه باشد .
        وارد نمایشگاه شدم غرفه داران در حال تکاپو بودند؛ بعضی هایشان مشغول تمیز کردن و گرفتن گرد و غبار های احتمالی روی وسایل غرفه شان و عده ای دیگر وسایل را جابجا می کردند و با وسواس و دقت نظر خاصی سعی می کردند وسایل را طوری بچینند که هم زیباتر و شکیل تر باشد و هم فضای غرفه را بزرگتر جلوه دهد
        در طرف دیگر نمایشگاه گروه 120نفره سرود که قرار بود به مناسبت افتتاحیه به اجرای سرود دستاوردهای های انقلاب بپردازد در حال تمرین و آماده سازی خود بودند. سرپرست گروه برایشان توضیح داد که چگونه اجرا کنند ، کدام شان تک خوانی داشته باشد ؟ کدام ها در چه مراحلی بخوانند! آنها هم می خواستند بهترین اجرایشان را در این مراسم به نمایش بگذارند و شور و هیجانی که در فضا وجود دارد چند برابر بیشتر کنند.
        گروه های تئاتری هم در گوشه و کنار نمایشگاه حضور داشته، باهم تمرین می کردند، گاهی در میان تمرین شان ناخودآگاه اشتباهی رخ می دهد یا دیالوگی فراموش می شد و همگی خنده را سر می دادند و با صبر و حوصله تمرین را مجدد شروع می کردند . نکته جالب، واکنش مردم در دیدن دوستان تئاتر است . دو نفر از بچه ها برای تهیه چند قلم کالا به بیرون از نمایشگاه و فروشگاه روبرو که همراهشان می روم تا واکنش مردم را با دیدن افرادی با لباس های سال ها پیش تماشا کنم. عده ای با تعجب نگاه می کردند و بازیگران را به هم نشان می دادند، عده ای دیگر بلند بلند می خندیدند و فکر می کردند دوربین مخفی است و بچه ها با هیجان و تعجب مادرشان را صدا می زدند و با دست بازیگران را به آنها نشان می دادند .
        بخش تدارکات نمایشگاه هم از دیگر قسمت های فعال و زحمت کش مجموعه بود. عده ای به سرعت در حال چیدن صندلی ها بودند، یک تعداد دیگر به تهیه پذیرایی مشغول و تعدادی هم سن و دکور را می چیدند تا بهترین نما را برای اجرای یک مراسم به یاد ماندنی داشته باشد .
        یکی از جذاب ترین بخش های نمایشگاه  بازار قدیمی بود. ک در ابتدای آغاز مراسم افتتاحیه، سبزی فروش بازار بساط سبزی و صیفی  را داخل مغازه اش پهن کرده و جعبه های کوچک و بزرگ میوه را در حجره می چیند. در قهوه خانه بازار هم قهوه چی سماور زغالی اش را گوش آورده و صدای قلقل جوشیدن آب داخل سماور با عطر خوش چای که در فضا پیچیده با لبخند مهربانی که با تعارف استکان چای داغ همراه می شود حس زندگی را به رگ های یخ زده ام بر میگرداند و چه لذتی دارد نوشیدن یک استکان چای داغ در این هوای سوزناک برفی! براستی حرارت چای است که آدم را تا این حد گرم می کند یا گرمای محبت بی چشمداشت این مرد مهربان ؟ و من معتقدم هیچ چیز به اندازه مهر و محبت نمی تواند تا این حد گرما بخش باشد.
        صدای گرم و رسای نقال را می شنوم انگار ار همین حالا کار را شروع کرده و میخواهد نمایشگاه از ابتدای آغاز به کار رسمی اش با شور و هیجان برگزار شود
        کمی آن طرف تر حجره سفالگری است با سفال های رنگ و وارنگی که صاحب حجره در حال چیدن آنهاست کتاب فروشی هم همین وضع را دارد و مسئولان آن به سرعت کتاب ها را جانمایی می کنند .
        جالب است که در همین اوضاع یکی از بازیگران مرغ و خروس هایش را در قفس ریخته و به دوش گرفته و به هرکس می رسد پیشنهاد فروش آن را می دهد.

        ایستگاه مربوط به مناطق هم دست کمی از ستاد ندارد هرکدام در حال کاری هستند و سرشان حسابی گرم بود . معاون های فرهنگی هر منطقه با کارشناسان درحال صحبت بودند و گاهی هم به غرفه داران اشاره هایی می کردند که نشان می داد کاری یا چیزی را به آنها می سپارند .
        نمایشگاه کم کم دارد شلوغ شد . مسئولان هم کم و بیش رسیدند و همه منتظر بودند زنگ آغاز نمایش بزرگ مشهد دوست داشتنی به صدا بربیاید.
        و یک... دو... سه.... نمایشگاه افتتاح شد

        تعداد بازدید: 52
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد:
        0 0
        آیا این مطلب را می پسندید؟ بله خیر